1

فرانچسکو سانتورلی, داستان انتقام در ورزش و پذیرایی

قبل از شروع به بیان این داستان می خواهم از شما یک سوال بپرسم: آیا تا به حال سعی کرده اید با کسانی که در کنار شما زندگی می کنند معاشرت کنید؟? بدیهی است که من در مورد جامعه پذیری واقعی صحبت می کنم, چیزی که بسیاری در وب موعظه می کنند, اما تعداد کمی در واقعیت متوجه آن می شوند. بله... من به تعاملات اجتماعی بین افرادی اشاره می کنم که به طور تصادفی خود را در کنار یکدیگر می بینند, اما آنها واقعاً یکدیگر را نمی شناسند, و یا بهتر, که اغلب علاقه ای به این کار ندارند.

با این حال… بله, با این حال ما در عصر ارتباطات مجازی بزرگ زندگی می کنیم, و, متاسفانه, بسیار کمتر از روابطی که مستلزم روابط واقعی دانش هستند. من به آن «پیوندهای همسایگی» اشاره می کنم که با گذشت زمان تثبیت می شوند, اما بالاتر از همه زندگی کنید, و اغلب به یکدیگر کمک می کنند, باعث میشه کمتر تنها بشی, که فقط به دلیل شرایط زندگی اغلب به ملاقات می آید. بدون شک دیوانگی روزگار ماست, ترس و بی اعتمادی, آنها روابط اجتماعی زنده را تسهیل نمی کنند. در این عصر دیجیتال سریع, تعامل در شبکه های اجتماعی توهم امنیت بیشتری را ایجاد می کند, با ریسک و دخالت کمتر در حوزه خصوصی ما.

اما الان از شما می پرسم: همه به چه قیمتی? ظاهر شدن و نبودن, شکاف ها را بدون زندگی واقعی پر کنید.

خوب, من می خواستم این فرض را بسازم زیرا اخیراً, پس از یک تغییر دیگر محل سکونت, من خودم را در این شرایط یافتم: بین افراد نزدیک و ناشناس, که, با وجود تعهدات متقابل متعدد, آنها تصمیم گرفتند وضعیت را تغییر دهند. Come dico sempre, آشنایی با مردم و به اشتراک گذاشتن تجربیات، احساس و غنای بسیار خوبی است. به همین دلیل است که امروز می خواهم داستان یک مرد جوان را برای شما تعریف کنم, به معنایی "نزدیک به من", که من واقعاً از قدرت و عزم او در پیروزی در یک چالش بزرگ قدردانی کردم: زندگی و موانعی که برای ما ایجاد می کند.

فرانچسکو سانتورلی را به شما تقدیم می کنم, ورزشکار از Briantea84.

زیبایی در این داستان شریک جرم است‘امبریانا, روحیه خیرخواهانه که آرامش و فال نیک می آورد, محافظ خانه ها و مکان هایی که او در آنجا خوش آمد می گوید. یک پری خوب که از یک افسانه ناپلی باستان متولد شده است, که فرانچسکو را در ماجراجویی جدیدش در رشته ای متفاوت از همیشه همراهی می کند: که از پذیرایی. من از قبل می توانم چهره های شگفت زده شما را تصور کنم!  پیوندهای همسایگی, ارواح, افسانه ها... اما شما در مورد چه صحبت می کنیم?! باشد. ', میدونم حق با شماست. شاید زمان آن رسیده است که از ابتدا شروع کنیم…

فرانچسکو سانتورلی, کلاس 1992, او مانند بسیاری دیگر در ناپل کودک بود, زادگاهش, او عاشق فوتبال با دوستانش بود. کودکی که ناگهان در شش سالگی تکان خورد, بعد از اینکه یک ماشین به طور تصادفی با او در خیابان برخورد کرد, باعث ناتوانی حرکتی جدی او می شود. یک اتفاق آسیب زا که, پس از مشکلات سازگاری ناشی از آن, او زندگی دوم خود را بخشید. حمایت خانواده ضروری است, عزم او ضروری است, اما بیش از همه میل او به معاشرت. بالفعل, بعد از چند تجربه ورزشی فردی, نیاز به روحیه تیمی باعث شد تا بسکتبال با ویلچر را انتخاب کند. در ابتدا با سیس ناپولی, سپس, پس از تماس با بریانزا, زمینی که برای همیشه به آن نقل مکان کرد, con la Briantea84, باشگاه ورزشی پارالمپیک که با آن از 2013 تا به امروز او به خوبی پیروز شده است 21 غنائم، کاپ قهرمانی.

و "مبریانا" زیبا که شما خواهید گفت? همه اینها چه ربطی به آن دارد?

خوب, فرانسیس, و همچنین علاقه به ورزش های گروهی, به عنوان یک ناپلی خوب، پیتزا را دوست دارد. از اهداف به دست آمده راضی نیست, ما می خواستیم یک هدف جدید تعیین کنیم: رستوران دار شدن. پروژه ای که باعث ایجاد چیزی در او شد, و یا بهتر, که باعث شد او یک پیتزا فروشی در مونزا افتتاح کند: 'پیتزا امبریانا & غذا'. مکانی که در ژانویه افتتاح شد 2022 همراه با پسر عمویش جوزپه کورادو: آموزش هتل در ناپل, کارآموزی در لندن, تحقق شخصی در بریانزا. "شما سینتیا دانم, در ناپل می توانم بگویم که درست کردن پیتزا را یاد گرفتم, اما در لندن مطمئناً ساعات کاری زیادی را که کیترینگ نیاز دارد، می پذیرد."

پیتزا و خوراکی ها با مواد اولیه انتخاب شده از کامپانیا و بریانزا, آن شبی که به دیدار فرانچسکو در رستورانش رفتم، طعم آن را چشیدم و بسیار قدردانی کردم. در واقع، برای ما دو نفر، رو در رو بودن بسیار آسان است. همانطور که من نوشت, سرنوشت می خواست که فرانچسکو به یک معنا "نزدیک من" باشد., و یا بهتر, به صراحت بگویم, که او همسایه خوب من است. در اینجا راز فاش می شود. همسایه هایی که با وجود تعهدات فراوان، هر از چند گاهی تصمیم به ملاقات و گفتگو در مورد یکدیگر گرفته اند, شاید, من اضافه میکنم, همراه با یک لیوان شراب خوب و برخی از غذاهای ویژه که در طول سفر ما خریداری شده است. لحظات کوچک زندگی که روابط بین افرادی را که اتفاقاً در همسایگی زندگی می کنند خاص می کند.

مرسوم است که می گویند هر اتفاقی که برای ما می افتد منطقی است. من شخصاً به آن اعتقاد راسخ دارم. من متقاعد شده ام که فرانچسکو نیز به آن اعتقاد دارد.

پیتزا امبریانا & غذا – از طریق مارسالا 14, مونزا – www.mbrianamonza.it




"ساخت شکلات کار یک متخصص بین المللی است": مارکو کولزانی, شراب ساز-شکلات ساز از Brianza

میل من به دانستن واقعیت های صنایع دستی منطقه ای که در آن زندگی می کنم و عشق من به میوه است, او مرا به ملاقات مارکو کولزانی آورد, صنعتگری که مسائل مهم و ایده های زیادی را با او در میان گذاشتم که باید در مورد آنها فکر کنم. شراب ساز-شکلات ساز از Brianza که میوه دوست دارد. بله, چون همیشه در مورد میوه صحبت می کنیم, آیا ما به انگور برای تولید شراب اشاره می کنیم, نسبت به دانه های کاکائو برای شکلات. خود, پروژه ای رویایی و تحقق یافته در منطقه ای با معماری صنعتی خاص گذشته, از دنبال کردن یک برنامه بهبودی, تبدیل به "منطقه طعم" شده است. من به فورمنتی سابق اشاره می کنم, در مرکز Carate Brianza.

مارکو کولزانی در یک شیرینی فروشی خانوادگی در کاساگو بریانزا بزرگ شد. زراعت شد, دیوارهای واقعیت خانواده را ترک کرد, می خواست به طور مستقل در بخش شراب تکامل یابد. پس از چند تجربه در دریاچه کومو, او به واقعیت های مختلف تولید شراب ایتالیایی ادامه داد, و نه تنها... در Franciacorta با گروه Moretti, متعاقباً در کنار روبرتو سیپرسو, شراب ساز مشهور بین المللی, تا رسیدن به سیسیل, در کنار Arianna Occhipinti کار می کند, دوست دانشگاه, که با آن اولین محصول را در انبار خود در ویتوریا انجام داد. او تجربه ای در نیوزلند و کانادا را نیز از دست نداد, با برخی برداشت های خارج از فصل به دنبال تولید شراب یخی, "شراب های یخی". تجربه ای که به دلیل نیازهای خانوادگی مجبور شد مدتی آن را قطع کند, که باعث شد او به همراه برادرش کاملاً خود را وقف تجارت شیرینی پزی کند. در زمان, تولیدات شبیه به رگ خلاق او, آنها او را به سمت دو فرآیند هدایت کردند: آب میوه ها, که, اگر تخمیر نبود آنها از باید دور نیستند, و شکلات. در این رابطه یک لحظه توقف می کنم, برای انعکاس بیانیه مارکو.

"سینتیا, در حقیقت، شکلات توسط یک متخصص ذغال شناسی بیشتر قابل درک است تا یک سرآشپز شیرینی پزی, از آنجایی که یکی از مراحل ضروری که روی دانه های کاکائو انجام می شود تخمیر است. همچنین, مسائلی مانند اسیدیته و اکسیژن رسانی باید در فرآیند مدیریت شود. به طور خلاصه, درست کردن شکلات کار یک شراب ساز است, و دانش انولوژیکی که به دست آوردم به من کمک کرد تا تولید شکلات را به روشی مدرن تفسیر کنم.

بیانیه ای که توسط یکی از دوستان سرآشپز شیرینی پزی با او به اشتراک گذاشته شده است, در مورد آن, با خودم روبرو شدم به طور موثر, تسلط یک قنادی از شکلات به بعد است, بدیهی است که از این فرض شروع کنید که یک ماده خام خوب را انتخاب می کنید. Purtroppo, در دوره پس از جنگ, با ورود محصولات نیمه تمام صنعتی, پردازش شکلات کوچک به دلایل اقتصادی کنار گذاشته شده است, e conseguentemente, همچنین تولید سیستم های مناسب برای فرآوری صنایع دستی (تا زمان 100 کیلوگرم روزانه). A tutt’oggi, هزینه دانه های کاکائو برابر است, اگر نه بالاتر, به یک شکلات صنعتی با کیفیت متوسط ​​که قبلا ساخته شده است. ملاحظاتی که باید باعث شود ما در انتخاب خرید فکر کنیم.

همکاران مارکو

در ادامه فعالیت همکاران مارکو در آزمایشگاه, طبیعی بود که از او بپرسم چه نوع آموزش حرفه ای برای کسانی که هدف شغلی آنها درست کردن شکلات است مورد نیاز است.. پاسخ تعجب آور است, اما مهمتر از همه گوش دادن به داستان زندگی برخی از یارانش. Eccone alcune. کامیل, یک زن جوان فرانسوی اهل لیون, پس از گذراندن دوره کارشناسی در اقتصاد و بازرگانی و تجربه در فرانسه در تولید شکلات, او برای عشق به ایتالیا نقل مکان کرد. بعد از بازدید از شرکت مارکو و بحث کاری, همکاری او که اکنون دو سال به طول انجامیده آغاز شد. پائولا, آموزش حرفه ای شیرینی پزی در Casatenovo, بین کار در کارگاه شیرینی سازی و کمک در مهد کودک تقسیم می شود. مارکو آن را برای پروژه های آموزشی خود با کودکان عالی می دانست. راشل, آموزش ادبیات. دیدار با مارکو پس از بازگشت او از پرو انجام شد, پس از یک سال کار در یک شرکت کشاورزی متخصص در فرآوری دانه های کاکائو.

افرادی با پیشینه های مختلف که با نزدیک شدن به شکلات، آن را دلیل زندگی خود قرار داده اند. اشتیاق شگفت انگیزی که کار را لذت بخش می کند!

اهمیت منشا دانه های کاکائو

در بحث هایمان در مورد منشاء دانه های کاکائو در مورد کلودیو کورالو نیز صحبت کردیم. ایتالیایی که باید به آن افتخار کرد, وارد سائوتومه و پرنسیپ شوید, در خلیج گینه, پس از اصلاح تکنیک های پردازش کاکائو, از یک ماده خام خوب شروع کنید, کشاورزان را آموزش می دهد و در هماهنگی کامل با محیط کار می کند. نتیجه تولید شکلاتی است که بسیاری آن را به عنوان یکی از بهترین شکلات های جهان معرفی می کنند. اما این داستان دیگری است ...

خوب, بازگشت به اهمیت منشا دانه های کاکائو, مارکو منحصراً از تعاونی ها یا شرکت های کشاورزی خرید می کند, حصول اطمینان از اینکه حمایت از کارگران تضمین شده است, و در عین حال هیچ موقعیتی برای استثمار کودکان وجود ندارد, طاعون هنوز به طور کامل غلبه نکرده است. در آخرین سال ها, با احیای زنجیره تامین کوتاه, قابلیت ردیابی کاکائو کامل است, و در نتیجه تضمینی تر. بیشتر, سهولت ارتباط مستقیم با کشاورزان, با توجه به اینکه واسطه گری تاجران کاکائو دیگر ضروری نیست, همکاری ها را تسهیل می کند. کاکائو در واقع در بورس اوراق بهادار درج شده است, و قیمت آن در سطح بین المللی تعیین می شود.

درباره PDO و PGI, نشانه های منشأ ایجاد شده توسطUE

وقتی از مارکو اطلاعاتی در مورد منشا میوه ای که او پردازش می کند پرسیدم, بحثی در مورد موضوع دیگری که برای من بسیار عزیز است آغاز شده است. من به "سرگردانی" بسیاری اشاره می کنم, بیایید آنها را اینگونه بنامیم, در مورد تضادهای شناخته شده کلمات اختصاری که مصرف کننده را گیج می کند تا اینکه توضیح دهد. شما می دانید مخفف هایی که می یابیم روی میوه نوشته شده است و موارد دیگر... من به PGI اشاره می کنم, شناسه جغرافیایی حفاظت شده که محدودیتی را در قلمروی که تحول در آن رخ می دهد، ایجاد می کند, ma non sulle materie prime. در عمل محل تولید و دستور غذا را تضمین می کند, در حالی که مواد خام می تواند از مکان های دیگر نیز بیاید. برخلاف, محصول با علامت DOP, نام حفاظت شده مبدا, باید در ایتالیا با مواد اولیه ایتالیایی ساخته شود. تفاوت اتفاق می افتد… بله, موضوعی حساس برای حمایت از تولیدات ایتالیایی, که اغلب مصرف کنندگان را در هنگام انتخاب خرید با مشکل مواجه می کند.

اهمیت همکاری با صنعتگران محلی

از شنیدن همکاری‌های فعال متعدد با صنعتگران در منطقه بسیار خوشحال شدم. مثلا, فقط به نام چند, مارکو شریک "پروژه سیدریا" برای تولید سیب است(آب سیب ارجاعی) con il آبجوسازی منارستا, واقعیت تولید جالب دیگری که اخیراً در مورد آن به شما گفتم. همکاری مورد نظر با توجه به اعتقاد او که دنیای آبجو بسیار دقیق تر و دقیق تر از دنیای شراب است, هم از نظر اکسیداسیون و هم از نظر آلودگی باکتریایی

همکاری با هدف آموزش با دبیرستان های مجاور نیز فعال و سودآور است. به ویژه با 'در پریسا', مرکز آموزش حرفه ای که شعار آن – نیاز به یادگیری از انجام دادن ناشی می شود – خیلی می گوید. یکی از پروژه های متعددی که انجام شده و چندین بار در نوشته هایم به آن اشاره شده است, همیشه در "منطقه طعم" Carate Brianza واقع شده است.

«هر روز با میوه‌ها برداشت می‌کنم!"

من به شما اطمینان می دهم که گوش دادن به توصیف مارکو از علاقه اش به فرآوری میوه واقعاً فریبنده بود. بسیاری از اظهارات او مرا تحت تأثیر قرار داد و مرا به تأمل واداشت. به عنوان مثال وقتی, با اشاره به تجربیات خود به عنوان یک شراب‌ساز شروع کرد به من گفت: "خارج, برخلاف قبل، من هر روز میوه برداشت می کنم!به من توضیح می دهد که محرک های واقعی در انبار هستند, در طول فعالیت خود به عنوان شراب ساز, او آنها را فقط در چند دوره کوتاه سال یافت. Effettivamente, با توجه به او, برای بسیاری، فرآوری میوه برای تهیه آب میوه و مربا ممکن است بسیار کمتر از تبدیل انگور به شراب جذاب به نظر برسد., اما برای او, بسیار چالش برانگیزتر و سرگرم کننده تر است. چی میتونم بگم...شاید فقط به هر کدوم از خودشون, به شرطی که سالم و خوش ساخت باشد!

آزمایشگاه های فعلی او دو تا است, یکی برای تولید شکلات و دیگری برای تبدیل میوه به آب میوه و مربا. دگرگونی هایی که, برای شکلات, از طریق یک دوره آموزشی به نام "فضای کاکائو" گفته می شود, برای هر کسی که می خواهد درباره منشا و فرآوری کاکائو بیشتر بداند، باز است, از لوبیا شروع می شود. تجربه ای که به شما اطمینان می دهم ذهن و حواس را تحریک می کند!

آزمایشگاه مارکو کولزانی www.marcocolzani.it

پیازا ریسورجیمنتو, 1 (ورودی از طریق Firenze) کاراته برایانزا (MB)

 




یک کشاورز کشاورز با «بیل در دست» آبجو قرض داد!

ما در Carate Brianza هستیم, در کارخانه آبجوسازی منارستا که توسط انریکو دوسولی تأسیس شد, birré e paisan (آبجو و کشاورز). همراه با گروهی از علاقه مندان به آبجو, با روح مردمی و کشاورزی متحد شده است, آبجو تولید می کند, بلکه, آبجو و سیب (بهتره از جمع استفاده کنیم)!

قبل از اینکه به شما بگویم بازدید من از آبجوسازی چگونه گذشت, و مهمتر از همه مزه های مورد علاقه من, من می خواهم یک بررسی سریع انجام دهم. یک, زیرا انتخاب آبجو متناسب با ذائقه ما حاکی از کنجکاوی است, دانش و برخی تأملات. در واقع, اگر روزی روزگاری به انتخاب بین مو بلوند و مو قرمز محدود می شدیم, امروز, با توجه به دامنه رو به رشد انواع آبجو ارائه شده, انتخاب مطمئنا کمی چالش برانگیزتر است. بدیهی است که انتخابی که من به آن اشاره می‌کنم به‌ویژه آبجوی دست‌ساز است, یک نوشیدنی الکلی تولید شده با غلات که استاد آبجو با خلاقیت و تجربه خود شخصی سازی می کند. یک محصول زنده و غیر پاستوریزه (processo di conservazione) e non microfiltrato (ricco di sostanze proteiche) که, اگر آگاهانه مست باشد, طبیعی و سالم است.

طبق تعریف وزارت سیاست های کشاورزی "آبجو کرافت به عنوان آبجو تولید شده توسط آبجوسازی های کوچک مستقل تعریف می شود و در معرض تولید قرار نمی گیرد, در طول مرحله تولید, به فرآیندهای پاستوریزاسیون و میکروفیلتراسیون. برای اهداف این بند، آبجوسازی مستقل کوچک به معنای کارخانه‌ای است که از نظر قانونی و اقتصادی از هر آبجوسازی دیگری مستقل باشد., که از سیستم هایی استفاده می کند که از نظر فیزیکی متمایز از هر کارخانه آبجوسازی دیگری است, که تحت مجوز فعالیت نمی کند و تولید سالانه آن بیش از 200 هزار هکتار نیست, از جمله در این مقدار مقادیر محصولات از طرف اشخاص ثالث."

انتخابی که همچنین به ما امکان می دهد خود را به سمت "سبک آبجو" سوق دهیم., اصطلاحی که با آن این نوشیدنی الکلی بر اساس ویژگی های آن متنوع می شود, agli ingredienti, al metodo di produzione, al colore, alla gradazione alcolica e alla storia. خوشبختانه، "منشور آبجو" برای علاقه مندان به آبجو نیز مفید است., ابزار مفیدی که به طور فزاینده ای در مکان ها وجود دارد که انتخاب را بر اساس نیازهای سلیقه ای لحظه ای تسهیل می کند. بالفعل, چشیدن آبجو شامل تجزیه و تحلیل بصری است, بو و طعم, دقیقا مثل شراب. بعلاوه, در آبجو, مقدار و سفتی فوم نیز مشاهده می شود, لازم است برای جلوگیری از اکسیداسیون همان, و در نتیجه تغییر رایحه. در این راستا استفاده از لیوان های تمیز بدون استفاده از صابون های چرب و مواد شوینده ضروری است., که فوم را می کشد, و عطر را اصلاح کنید. لیوان های مختلف بر اساس نوع آبجو همیشه قبل از استفاده آبکشی کنید.

خوب, من این فرض را مطرح کردم زیرا انتخاب و چشیدن یک آبجو صنایع دستی مستلزم ملاحظات درست است. دقیقاً مانند آخرین آبجی که در اتاق شیر آبجوسازی Menaresta در Carate Brianza انتخاب کردم و چشیدم.. اوه... گفتم آبجو?! بهتر است از جمع استفاده کنید! در واقع, به صراحت بگویم, تنوع بی نهایت تولید آنها کار را برای من آسان نکرد, و یا بهتر, قبل از اینکه آبجو مناسبم را پیدا کنم, این باعث شد تا بسیاری از آبجوهای «خلاقانه» را که از یک الهام یا داستان به وجود آمده بودند، انجام دهم, آبجوهای "ویژه" که از سبک های دم کردن و نوآوری به وجود آمده اند, آبجوهای «سوار شده»... ترش, وحشی, بشکه ای کهنه شده. برای اینها, سپس, آبجوهای تک دسته ای و آبجوهای همکاری اضافه می شوند, برای یک تولید دائما در حال توسعه. به اینجا ختم نمی شود ... همچنین وجود دارد لنگرها (آب سیب الکلی تخمیر شده, در مورد سیب های ارگانیک از Valtellina), با مشارکت مارکو کولزانی تولید شده است, شراب ساز و تولید کننده آبمیوه های صنعتی (اما این داستان دیگری است ...).

در این مرحله ممکن است تعجب کنید که کدام آبجو را انتخاب کردم? خوب, حتی اگر قلبم هرگز به اشتیاق من برای شراب خیانت نکند, لحظاتی وجود دارد که آبجو حاکم است. که گفت:, در میان مزه های من, مورد علاقه بود شرمنده, یک آبجو "ویژه" به سبک دوبل I.P.A. ambrata, معطر و متلاطم!

این برا من خیلی جالب بود لامبرواین, شراب جو, جو "شراب".. یک آبجو مهم از سنت آنگلوساکسون که آبجوسازان خوب منارستا در بشکه های Dailuaine پیر می کنند., ویسکی اسکاچ تقطیر شده در سواحل رودخانه اسپی. آبجو لیکوری که باید به آرامی میل شود, با رنگی براق و رنگ های عسلی و کاراملی. یک آبجو مدیتیشن (alc. 13,5%), در عصرهایی که می خواهید خود را نوازش کنید، آن را با یک شکلات تلخ خوب ترکیب کنید.

آبجوسازی با ارجاع واضح به قلمرو: انتخاب نام به منبع لامبرو اشاره دارد, لوگو "Sperada Lombarda" را بازتولید می کند, مدل موهای سنتی زنانه تا اوایل قرن بیستم در بریانزا استفاده می شد. در یک منطقه صنعتی قدیمی واقع شده است (کارخانه های سابق فورمنتی), به نام "منطقه طعم", برای استفاده جالب و قابل درک از غرفه های آن.

منارستا, یک واقعیت مولد متولد شده در 2007 از علاقه انریکو دوسولی به محصولات کشاورزی و دگرگونی آنها. کشاورز آبجو در طول هفته, و کشاورز "با بیل در دست" در اوقات فراغت خود به دنبال الفاردک سنگی, مزرعه همسرش. اشتیاق به آبجو در طول سال های تحصیل او در دانشکده کشاورزی میلان ایجاد شد, اما به خصوص, پس از گذراندن دوره های آموزشی و همکاری با شرکت های طراحی و تست سیستم های آبجوسازی.

"همه چیز شروع شده است, در فوندو, با یک مشت مالت در لگن..."

با او مارکو روبلی, داستان نویس مغازه دار. در همکاری: اسکار مانسین, تکنسین دم کردن, آندریا پاگانی, cellerer, لورنزو اسکاردونی, تاجر و آریانا دالمیلیو و میشلا مارلی, در اتاق شیر.

دو روح در درون ما وجود دارند: "محبوب" و کشاورزی, کمی بازیگوش و بی احترامی, که به خودانگیختگی و اصالت ترجمه شده است, و فنی و حرفه ای, حاصل مطالعه و تحقیقات مستمر. این منجر به ایجاد آبجوهایی شده است که همیشه "با شخصیت" هستند., که در آن الهامات گرفته شده از داستان های شخصی و طبیعت با هم ترکیب می شوند, مهارت و دانش دم کردن و میل تا حدی سبک به ارائه همیشه بالاترین سطح کیفیت بدون اینکه خود را خیلی جدی بگیریم, با خود کنایه و سرگرمی, و میل پر جنب و جوش, برای هر آبجو, تا داستانی هم در مورد آن بگویم, محصول را غنی کنید, و همچنین خوبی, همچنین از حکایات و مطالب.

علاوه بر کارخانه آبجوسازی، من از بازدید از کارخانه آنها نیز لذت بردم, la احتیاط منطقه سد. مکانی خاص برای کسانی مثل من که عاشق این فضاها هستند. محیطی که در آن چوب قهرمان داستان است – محیطی که در آن چوب قهرمان داستان است – محیطی که در آن چوب قهرمان داستان است 2009 محیطی که در آن چوب قهرمان داستان است.

بعد از ظهری مملو از مزه و دانش سپری شده در شادی با روح های عاشقانه ای که آبجوی باکیفیت را با مواد اولیه انتخابی و ثابت تولید می کنند. محیطی که در آن چوب قهرمان داستان است, محیطی که در آن چوب قهرمان داستان است.

"محیطی که در آن چوب قهرمان داستان است, ما همچنین از مواد بسیار خاصی استفاده می کنیم, اما ما همچنین آبجوهای سبک تولید می کنیم که تاریخ دم کردن را در ایتالیا ساخته است. ما شاید خیلی حواسمان به بازاریابی نیست, خیلی حاضر نیست, اما ما موها را در مورد کیفیت تقسیم می کنیم و نمی ترسیم که افسار الهام را آزاد کنیم! به همین دلیل است که علاقه مندان (بلکه مخاطبان وسیع تری نیز دارند) آنها ما را می شناسند و به ما احترام می گذارند.انریکو دوسولی.

آبجوسازی منارستا www.birrificiomenaresta.com 

پیازا ریسورجیمنتو, 1 (ورودی به شماره. 4) – کاراته برایانزا (MB)

 




سرفصل ها?

اولین باری که نام «کومل» را شنیدم’ در کورتینا دوامپزو بود. اصطلاحی که نمی دانستم یک خانم مسن اما سرزنده به کار می برد, اولین باری که نام کومل را شنیدم در کورتینا دوامپزو بود, اولین باری که نام کومل را شنیدم در کورتینا دوامپزو بود, و با طعم غذاهای خوشمزه گیاهی تهیه شده توسط او. اولین باری که نام کومل را شنیدم در کورتینا دوامپزو بود, اولین باری که نام کومل را شنیدم در کورتینا دوامپزو بود, به تبادل تجربیات و تبادل افکار. به تبادل تجربیات و تبادل افکار, به تبادل تجربیات و تبادل افکار. به تبادل تجربیات و تبادل افکار, به تبادل تجربیات و تبادل افکار, به تبادل تجربیات و تبادل افکار, به تبادل تجربیات و تبادل افکار.
 
به تبادل تجربیات و تبادل افکار, به تبادل تجربیات و تبادل افکار, او سال ها پیش از ترویزو به کورتینا دامپزو نقل مکان کرد. از سخنان او فهمیدم که چقدر عشق به این شهر واقع در قلب دولومیت ها وجود دارد, از سخنان او فهمیدم که چقدر عشق به این شهر واقع در قلب دولومیت ها وجود دارد. آن روز, از سخنان او فهمیدم که چقدر عشق به این شهر واقع در قلب دولومیت ها وجود دارد, از سخنان او فهمیدم که چقدر عشق به این شهر واقع در قلب دولومیت ها وجود دارد, که این محل مشهور را منحصر به فرد و خاص می کند. از سخنان او فهمیدم که چقدر عشق به این شهر واقع در قلب دولومیت ها وجود دارد, یک لیکور طعم دار با دانه های زیره سیاه, که توجه من را به خاطر طعم و خاستگاه باستانی آن برانگیخت.
 

به خصوص لیکورهای دوست داشتنی که با گیاهان دارویی درست می شوند, که خود من هر از گاهی آماده می کنم, بعد از مزه کردن، لحظه ای درنگ نکردم تا دستور غذا را از فرانکا بپرسم. قانون, پس از بازیابی یک دفترچه با آماده سازی دقیق دست نویس, همانطور که قبلا بود, mi ha raccontato che le dosi le erano state date da una signora molti anni addietro. Ricette della tradizione tramandate di generazione in generazione, che non vanno perse. È questo il motivo che mi porta a condividere preparazioni tipiche, insieme ai ricordi di chi me le ha trasmesse.
 
Ingrediente principale del Kümmel (dal latino cuminum) è il cumino dei prati, una spezia molto popolare proveniente da una pianta erbacea biennale originaria dell’Asia. In passato era molto usata perché si credeva che il suo uso costante rafforzasse il rapporto con la persona amata. Sarà il caso di riutilizzarla? 😉 Battute a parte, il suo utilizzo è consigliato per le sue proprietà digestive, carminative e antinfiammatorie.

Ma ora passiamo alla preparazione.

در یک ظرف شیشه ای در بسته که یک لیتر الکل خالص در آن قرار داده شده است 95 درجه ادغام می شوند:

• 50 گرم زیره سبز
• 25 گرم بادیان سبز
• 12 گرم بادیان ستاره ای
• 12 گرم دانه گشنیز
• 10 گرم میخک

در ظرف را ببندید و بگذارید ده روز در تاریکی بماند و مراقب باشید مخلوط را روزانه تکان دهید. Una volta passato il tempo, شربت را با حل کردن آن در یک لیتر آب تهیه کنید 700 grammi di zucchero. ترکیبات را ادغام کنید, و, قبل از چشیدن لیکور به دست آمده, بگذارید یک ماه در جای خنک استراحت کند. معطر, ظریف و هضم کننده. من آن را توصیه می کنم!




"با هم شراب درست کنیم", پروژه Ca'Liptra

آخرین توقف در سفر اخیر من به کوپرامونتانا در مزرعه Ca'Liptra بود. فقط فکر کردن به آن هنوز هم مرا لرزاند! fraintendetemi نشده, منظورم بادهای سردی بود که آن روز هنوز کمی مرا با خود می برد! شوخی به کنار, بازگشت جدی, من در مورد تأثیر مهمی که این شرایط اقلیمی بر کشت انگور دارد تأمل کردم.

در واقع, این توده هوا در حال حرکت, بر روی اقلیم کوچک عمل می کند, به کاهش رطوبت و در نتیجه جلوگیری از ایجاد بیماری های قارچی کمک می کند. همچنین, رشد حشرات گیاهخوار مضر برای محصولات زراعی و ناقلان ویروس عفونی برای گیاهان را محدود می کند., محدود کردن استفاده از تیمارهای گیاهی. من در مورد باد صحبت می کنم, این پدیده جوی با تنوع زیستی اکوسیستم های کشاورزی مرتبط است, و در این مورد, از درخت انگور. یکی از عناصر ضروری آب و هوا, که, همراه با تاک, به قلمرو و به مهارت کسانی که شراب می سازند, ویژگی یک محصول را بیان می کند.

آن روز, به مقصد رسید, من خودم را در یک آمفی تئاتر طبیعی واقعی غوطه ور دیدم. راستش را بخواهید، تشخیص صحت مکان واقعاً آسان نبود. در واقع, محل شرکت کشاورزی ضعیف علامت گذاری شده است. در هر صورت, پس از چند تماس تلفنی شفاف سازی, بالاخره توانستم بازدید خود را از Ca'Liptra آغاز کنم. انتخاب نام از ظاهر گل انگور الهام گرفته شده است, نوعی کلاهک محافظ برای گل آذین, که وقتی گلدهی انجام می شود جدا می شود.

یک مزرعه ارگانیک کوچک متولد شده در 2012 از اتحاد سه شریک, که, تحصیلات رشته شناسی را به پایان رساندم, پس از دوره کارآموزی در کوپرامونتانا – پایتخت تاریخی وردیکیو – آنها آنقدر عاشق این منطقه شدند که زندگی خود را به اینجا منتقل کردند. "با هم شراب درست کنیم", این پروژه است. یکی از آنها, روبرتو آلفیری – راهنمای مهربان من – او از مونزا به اینجا آمده است, سرزمین مبدأ آن: "در دوران شاگردی ام در کوپرامونتانا با وردیکیو آشنا شدم و از او قدردانی کردم. سیر تکاملی آن بسیار جالب است, به خصوص اگر حداقل پنج سال سن داشته باشد."

با دو هکتار باغ انگور آغاز شد, تا حدی بهبود یافت, امروز آنها نه نفر را بالا می برند. هفت در کنترادا سن میکله, منطقه تاریخی رو به جنوب – گرم ترین منطقه کوپرامونتانا – با خاک های بسیار شیب دار و تاکستان هایی با شیب متوسط 40 %, و دو در کنترادا سن مارکو. تاکستان های چمن دار فقط با مس و گوگرد درمان می شوند. در یک مرکز متوسط, هنوز در مرحله تنظیم, از 2012 آنها در یک سرداب کوچک که در مخازن فولادی و بتنی تصفیه می شود، شربت می کنند, در مجموع در حدود 20.000 بطری در سال.

صمیمیت, اسیدیته و معدنی بودن, وجه مشترک شراب آنها:

قبرس : 100% وردیکیو, مخمرهای بومی. بیان قلمرو کوپرامونتانا, اتحاد قطعات مختلف. تخمیر و تصفیه بر روی خرچنگ ریز, در مخازن بتنی, برای حداقل 8 ماه.

اس. میشل 21 : 100% وردیکیو. شراب تاکستان. 0,55 ها, 350 m s.l.m. با ردیف هایی رو به جنوب شرقی. تخمیر خود به خودی بدون کنترل دما در بارریکه های چند گذرگاهی. پیری برای 12 ماهها روی خرچنگ در پایان تخمیر e 6 ماه در بطری.

لوت : 100% وردیکیو, روش کلاسیک. انگورهای برداشت شده از یک قطعه a 380 m s.l.m. با ردیف هایی رو به جنوب. فقط در سالهای بسیار مطلوب تولید می شود. برای بیشتر در بطری تصفیه کنید 36 ماه.

کالیپترا : تربیانو در خلوص, مخمرهای بومی. دو مجموعه مختلف ساخته شده است: اولین, پیش بینی شده است, برای حفظ اسیدیته و دوم وقتی رسیده است, با خیساندن کوتاه بر روی پوست. جرم مورد نظر, تا پایان تخمیر جدا نگهداری می شود, سپس آنها برای اصلاح ترکیب می شوند, که در مخازن فولادی به مدت شش ماه بر روی شیره های ریز انجام می شود.

نارنجی : تربیانو در خلوص, مخمرهای بومی. آمدن از یک تاکستان منفرد a 220 m s.l.m. پاسخ به این. خیساندن طولانی روی پوست آن را با رنگ نارنجی رنگ می کند. پیری به مدت هشت ماه در فولاد بر روی لیموهای خوب.

آمیستا : Montepulciano در خلوص. آمده از یک تاکستان کوچک از 0,27 هکتار الف 200 m s.l.m. رو به غرب. مجهز به تازگی و نوشیدنی, از آنجایی که خیساندن کوتاهی از آن را انجام می دهد 2-3 giorni. تخمیر به بارریک های فرسوده و مخازن فولادی ختم می شود, تصفیه بر روی خرچنگ برای 9 ماه.

            شرکت کشاورزی Ca'Liptra – از طریق سان میکله, 21 کوپرامونتانا (AN) www.caliptra.it

 




Verso Cupramontana, در جاده باستانی Verdicchio

بازار, خیلی زیباست که هنوز کمی شناخته شده است. من بیش از هر چیز به سرزمین داخلی اشاره می کنم, و, برای طرفدارانی مثل من, به مسیرهای شراب باستانی آن. مسیرهایی پر از تپه ها و روستاهای تاریخی که چشم ها را از زیبایی مناظر می درخشد.. در میان بسیاری از, در آخرین سفرم, من می خواستم یکی را انتخاب کنم که همیشه با کشت انگور مرتبط بوده است. شهرداری نیمه کوهستانی که نام آن به آیین الهه کوپرا اشاره دارد, محافظ الوهیت کج از باروری زمین. من به کوپرامونتانا اشاره می کنم, روستای تاریخی واقع در 505 metri s.l.m. در قلب Marche, che dal 1939 عنوان پایتخت وردیکیو را به دست آورده است, برای پیشرفتی که توانسته است به این تاک بدهد.

یاد سالهای پیش افتادم, به یکی از دوره های مقدماتی شراب من, من شباهت ژنتیکی را پیدا کردم که Verdicchio را به گونه‌ای از انگور Veneto متصل می‌کند. من به Trebbiano di Soave اشاره می کنم, در استان ورونا و ویچنزا رشد می کند, اما نه تنها. در میان معتبرترین فرضیه ها، به نظر می رسد که این «خویشاوندی» باستانی ناشی از مهاجرت کشاورزان ورونی است که در قرن پانزدهم, برای فرار از طاعون, آنها به آنکونا نقل مکان کردند. یک مهاجرت اجباری و مستند, که باعث شد مردم ونیزی قلمه های ریشه دار انگورهای خود را با خود بیاورند. بدیهی است که در طی قرن ها این درخت انگور توانسته به خوبی با شرایط ریزاقلیمی و ویژگی های ژئومورفولوژیکی خاک سازگار شود., خود را در بهترین حالت خود ابراز می کنند و هویت ارگانولپتیکی واقعی را به خود می گیرند, به همین دلیل می توان آن را یک تاک بومی در نظر گرفت. Verdicchio - که نام آن از سایه های سبز مداوم انگور سرچشمه می گیرد – یک انگور همه کاره است که, اگر به سن گذاشته شود, برای پیچیدگی و ظرافت آن شگفت آور است. دو فرقه: وردیکیو از قلعه های جسی, شخصیت و ساختار با ویژگی های مهم الکلی, و Verdicchio di Matelica, ظریف تر و با محتوای الکل متوسط.

ماریو سولداتی در پاییز 1970, در سفر دوم خود برای کشف شراب های واقعی, او برخورد خود با وردیکیو را در «وینو آل وینو» بازگو کرد., و یا بهتر, با Verdicchio از کارخانه شراب سازی Castellucci di Montecarotto. تجربه ای پر از رایحه های تند, تازه, تند. رنگ های زرد نی مایل به سبز. طعم ها ابتدا شیرین می شوند, سپس ترش, با رایحه ای که سولداتی را به یاد چند ریزلینگ می انداخت, چابلیس, Gewürztraminer و Pinot Grigi: «کلاس همینطور است, اما ترکیب عطرها متفاوت است, مخصوص verdicchio, یا حداقل این وردیکیو, و, در کوتاه مدت, منحصر بفرد."  به کنار, قلمرو Cupramontana به طور جدایی ناپذیری با کشت انگور و تولید Verdicchio مرتبط است.. قدم زدن در شهر قدیمی, با جنبه قرون وسطایی معمولی, به نظرم مغازه‌هایی که در زمینه فروش مواد معدنی تخصص دارند بسیار جالب بودند. دیدن ویترین آنها گویای علایق مردم این دیار است.    

در ادامه راه رفتنم ناگهان نگاهم به یک سازه با عظمت تبدیل شد. یک جواهر معماری که قدمت آن به اوایل دهه 1700 برمی‌گردد و من تمام قصد بازدید از آن را داشتم.. حیف که بسته بود! با وجود این, همانطور که اغلب در شهرهای کوچک اتفاق می افتد, اگر لطف کنید بپرسید… شما دریافت می کنید! این بار هم به لطف مشاور فرهنگی شهرداری کوپرامونتانا بود, مادالنا منچلا مهربان, که اتفاقاً برای رسیدگی به برخی از کارها در محل حضور داشتند. مهمان نوازی مهربان و دوستانه او به من اجازه داد تا از آن بازدید کنم من – موزه غار, برنامه سفر موزه واقع در غارهای باشکوه صومعه سانتا کاترینا. هزارتوی تونل حفر شده در ماسه سنگ محافظت شده توسط وزارت میراث فرهنگی و فعالیت ها, که در آن محصول نمادین این سرزمین از طریق پنل های نمایشی و مطالب آموزشی بیان می شود: وردیکیو. در داخل نیز وجود دارد موزه برچسب, که در آن برچسب های متعدد انتخاب شده توسط جایزه 'برچسب طلایی' به نمایش گذاشته شده است.

آخرین توقف سفر من به کوپرامونتانا در مزرعه بود Ca'Liptra. اما در نوشته بعدی خود بیشتر در مورد این دیدار به شما خواهم گفت. یک, زیرا آن روز وزش شدید باد مرا به تأثیر مهم آن در صنعت انگور فکر کرد. با این حال، قبل از نوشتن، می خواهم خودم را بهتر مستند کنم. 😉

موزه های MIG در غار Cupramontana (AN) – www.museiingrotta.it

اعتبار عکس Verdicchio: گردشگری کوپرامونتانا www.turismo-cupramontana.com




سلام لورا, تو رفته ای, این بار واقعا.

لورا Rangoni, روزنامه نگار, نویسنده, عاشق طبیعت و حیوانات. زن حساس و شجاع. هنوز به یاد دارم زمانی که فهمیدم او خانه روستایی خود را در ساویگنو ترک کرده است, آن خانه ای که در یک شب تابستانی, در باغ نشسته, ساعت ها زیر ستاره ها چت می کردیم. اون رفته. رانده شده توسط برخی از مشکلات, او رویای خود را رها کرده بود تا برود و در یک شهر کوچک در پرتغال زندگی کند. دانستن اینکه یکی از دوستان مجبور به ترک ایتالیا شده است، من را واقعا عصبانی کرد. یادم می آید که از روی انگیزه می نوشتم: «بی لیاقت کسانی هستند که ایتالیایی ها را به ترک سرزمینشان سوق می دهند!"

طولی نکشید که جواب من را داد, مثل همیشه سرراست و مستقیم: "سینتیا, یک, من خارج از کشور هستم. این یک انتخاب طولانی مدت و بسیار جدی بود. آنها ایتالیایی ها هستند, (alcuni, کمترین) که باعث می شود ایتالیایی ها سرزمین خود را ترک کنند. این یک سوال فرهنگی است, نه سیاست. بسیاری از مردم آنقدر بد هستند که اقامت خود را ناخوشایند می کنند. ایتالیا فوق العاده است. حیف برای ایتالیایی ها…" باور کنید که او عاشق این کشور و مردمش نبود? شاید خیلی زیاد, اما شاید هم, غم و اندوه برای چیزی که این افراد در بیشتر موارد تبدیل شده اند, او را به سمت انتخاب های رادیکال سوق داد.

کاسا rangoni, Savigno

لورا رانگونی در طول دوره کارآموزی من به عنوان روزنامه نگار من را راهنمایی کرد. یادم می آید یک بار مسیر تمام شد, در طول بازدید من از ساویگنو, کارتم را در دست داشت به من گفت: "و حالا میخوای چیکار کنی?وقتی به او گفتم که آن کارت در وهله اول نشان دهنده انتقام است، بسیار متعجب شد, چالشی با خودم که به من کمک کرد تا بر دوره بسیار سختی از زندگی ام غلبه کنم. لال بود. لورای عزیز, حالا من لال هستم. ما رو اینجوری گذاشتی, improvvisamente, آواره, بی اعتقاد… تو رفته ای, این بار واقعا.

همانطور که عادت دارم می گویم… مردم همچنان در خاطرات و نوشته هایشان زندگی می کنند. لورا خیلی ها را ترک کرد. فکر کردن به یک شب تابستانی که در زیر آسمان پر ستاره ساویگنو با هم گپ زدیم, من برخی از پاسخ‌های شما را که از مصاحبه‌ای استخراج شده است، گزارش می‌کنم که کمی انجام دادم’ سالها پیش. برای کسانی که آن را نمی شناسند.

سینتیا, رویاها تنها من هستند, ثروت واقعی. و رویاهای ساده هستند, نویسنده های کشور. عطر و بوی گل یاس, آرامش از حیوان خانگی من, کوزه از حفاظت در شربت خانه. به طور خلاصه, چه عهد باستان به نام mediocritas طلایی. پنجاه سال برای من یک نقطه عطف مهم مشخص شده اند: فقط "بیرون" زندگی کن, ترجیح دادم روی "درون" تمرکز کنم. در آن چیز است که مرا خوشحال, آن روز من را پر کنید, و که یک ارزش اقتصادی ندارد. آرامش و رفاه اهداف روزانه من.

من دوست ندارم به ارائه مشاوره های ناخواسته, به این دلیل که زندگی هر یک از ما متفاوت است. اما لحظه ای در زندگی فرا می رسد که - اگر تقدیر باشد - می فهمی که دیگر نمی توانی در "منطقه آسایش" خود بی حرکت بمانی., درک است که شما باید به جرات, شما باید به آنچه که شما واقعا دوست دارم و سعی کنید به عنوان به عنوان امکان پذیر خوشحال, چون زندگی فرار می کند در یک لحظه. من این چیزها را درک در یک بسیار آسیب زا, هنگامی که پدر من در صبح به خرید نان و هرگز بازنگشت. حمله قلبی تا به پایین در خیابان زده. بنابراین من تصمیم گرفتم به جسورانه, به دوست داشتن هر لحظه از زندگی به عنوان شما به مرد فردا. و من امروز زندگی می کنند با سادگی, با بهره گیری از چیزهای کوچک.

من یک آشپز, من از نظر فنی بستر از یک آشپز ندارد, و من هرگز چنین کاری را انجام دهد. اما من عاشق غذایی به دلیل حامل معانی فرهنگی و انسان شناسی. مواد غذایی عامل اول از مردم است, هنوز زبان اول و دین, به نظر من. من دوست دارم به تحقیق طعم باستان, به خصوص از سرزمین من, و منطقه در جهان است که من دوست عمیق, من عاشق پخت و پز به عنوان یک زمان از آن بود, در اجاق گاز های اقتصادی, با استفاده از ابزار قدیمی. دوغ با دست, خرد شده با دست, دست برش. من حتی یک غذاساز هم ندارم و "ست" قابلمه های من با کیفیت موزه ای است. من عاشق مواد غذایی ساده, چیزی که من آن را "غذای گرسنگی" می نامم, سنتی, ضعیف, با مواد تشکیل دهنده در خاک یافت. در بسیاری از موارد ما از غذاهای فقیر را فراموش کرده اید, طعم های باستانی, که برای بیان یک داستان دارند, یک داستان است که رنگ و بوی شب صرف شده توسط آتش, افسانه ها در گرگ و میش گفت, یا کار سخت برای متقاعد کردن زمین برای دادن سبزیجات و میوه به ما...

سلام لورای عزیز, خداحافظی.

باغ کازا رنگونی, Savigno

 




به یاد لینو ماگا, یکی از آخرین شاعران شراب

لینو عزیز, وقتی شنیدم که از این سرزمین رفتی, برای یک لحظه تکانی و احساس پوچی ناگهانی داشتم. از آخرین دیدارمان مدتی می گذرد. یادم می آید که به لطف رئیس جمهور فراموش نشدنی ما ساندرو پرتینی پیش شما آمده بودم. انتخاب او برای نوشیدن بارباکارلو شماست – شراب تولید شده در وال پری, تپه ای متعلق به خانواده ای که پدربزرگ کارلو به نوه هایش داد – و عزمی که با آن از نام او دفاع کردید, تا تضمین انحصار, آنها سرسختی شما را در مبارزه با سوء استفاده ها برجسته کردند. من هنوز عزمی را که با آن در مورد دعواهای حقوقی به من گفتی به یاد دارم ... "سینتیا, ممکن است fermarsi, هرگز!"

خوب, لینو عزیز, در روابط کیفیت بیشتر از کمیت مهم است, ما آن را می دانیم. دقیقاً به همین دلیل شما همچنان در خاطرات کسانی که شما را می شناختند زندگی خواهید کرد. که فرصت نداشته است, می تواند شما را از طریق کلماتتان بشناسد. در زیر شعری را که به من دادی و از عزیزترین چیزهایم نگه می دارم گزارش می کنم. یکی از شعرهایی که شما نوشتید و در مغازه خود پراکنده شده اید به کسانی که با اشتیاق و احترام به زمین اهمیت می دهند و احترام می گذارند.

شراب من قواعد بازار پیروی نمی کنند اما کسانی که از زمان و تجربه, آب انگور از زمین است, جایی که به هنگام تولد به داد, برای کسانی که هنوز هم دوست دارد طعم و مزه زمین. کتانی ماگا




تاک کم بالتر

مزرعه Balter, Rovereto (TN)

ما در روورتو هستیم, در استان ترنتو. سرده, اما نه چندان با توجه به دوره. چشمانم به وسعتی از آنهایی است که دوستشان دارم, از آنهایی که مرا آه می کشند, از اونایی که دوستشون دارم. پشت سرم یک قلعه مستحکم, یک بنای مستحکم که قدمت آن به دهه 1500 برمی‌گردد که بر روی یک تپه در حدود 350 متر. s.l.m., جایی که مزرعه Balter در آن قرار دارد.

من یک قرار ملاقات دارم, اما قبل از ورود, طبق عادت من, من یک تور اکتشافی انجام می‌دهم تا بهتر به باغ‌های انگور که در جلوی سازه‌ی تاک‌دار قرار گرفته‌اند نگاه کنم.. من از قد آنها شگفت زده شدم, غیر معمول در این بخش ها. انتخابی که مطمئناً توسط مزایای حاصل از گرمای داده شده توسط خاک به گیاه تعیین می شود. اما وقت آن رسیده است که به سراغ این واقعیت کشاورزی ترنتینو آلتو آدیج برویم.

نیکولا بالتر در خوشامدگویی به من، داستانی از صنعت انگور که در ابتدای سال به دنیا آمد، برایم تعریف کرد 1870 در ساختمانی با دو برج که ابتدا برای مقاصد نظامی ساخته شده بود, و فقط پس از آن, به عنوان کشت مشترک استفاده می شود. داستانی که به دلیل موقعیت استراتژیک قلعه توسط دو جنگ جهانی قطع شده است, که آورد, در طول جنگ دوم, نیروهای آلمانی از آن به عنوان پایگاه ضد هوایی استفاده کنند.

فقط در 1965, پس از فراز و نشیب ها و مهمتر از همه احیای دقیق زمین لازم پس از پایان درگیری, انگورهای جدید کاشته شد, در ابتدا با دادن انگور به شراب سازی های دیگر. از 1990, با ایجاد سرداب زیرزمینی, ساخت شراب هدف جدید خانواده بالتر بود.

حدود ده هکتار باغ انگور در یک بدنه با سطح صاف. تاکستان های سنتی آلاچیق ترنتینو و سیستم های آموزشی متراکم فرانسوی Guyot. برای تولید به روش کلاسیک Chardonnay و Pinot Nero, برای شراب های قرمز لاگرین, مرلو و کابرنه سووینیون, برای Sauvignon سفید و Gewurztraminer.

با احترام به روش کلاسیک آنها, در میان مزه های پیشنهادی، از ترکیب خوب لاگرین و مرلو قدردانی کردم. شرابی ناب و فراگیر, با پیری در barriques برای 8-10 ماه ها و پیری بطری.

  • نیکولا, یک سوال. جلوی قلعه تاکستان های کم ارتفاع آن را دیدم. وقتی به آن اشاره کردیم پاسخ او این بود: "این انتخاب من است, همچنین بر اساس کمی جنون!"میشه بهتر توضیح بدی?

در دهه 90، من فرآیندی را برای اصلاح سیستم هایی که قبلاً در روستاها وجود داشت آغاز کردم, با طرح کاشت بسیار متراکم و ارتفاع یکسان انگور، تعداد بوته در هکتار را به شدت افزایش می دهد.. گرمای زمین به رسیدن انگور کمک می کند, به خصوص در مورد ما از تاکستان های انگور قرمز مانند Cabernet Sauvignon یا Merlot سود می برد. آنها سیستم های بسیار خاصی هستند که در طول زمان توجه و مطالعه متخصصان را به خود جلب کرده اند.

اشتیاق به روستایی که از نسلی به نسل دیگر بالتر منتقل شده است, که امروز نیکولا را با همکاری فعال دخترش کلمنتینا به عنوان قهرمان داستان می بیند (اخیراً به عنوان رئیس کنسرسیوم شراب سازان ترنتینو انتخاب شده است).  شراب‌سازی که به‌خاطر روش کلاسیک ترنتودوک و شراب‌های بی‌نظیر شهرت دارد.

مزرعه بالترwww.balter.it – از طریق Vallelunga II, 24  Rovereto (TN)




اشعه UV-C, کمک ارزشمندی برای زراعت پایدار. #ICAROX4

بحث امروز من ادامه دارد اشعه UV-C, و یا بهتر, بر روی قدرت میکروب کشی آنها. من به تابش الکترومغناطیسی با طول موج بین اشاره می کنم 100 و 280 نانومتری که قادر به خنثی کردن عوامل بیولوژیکی مسئول بروز بیماریهای رمزنگاری اصلی انگور باشد, و نه تنها. باشد. ', تاکنون هیچ چیز جدیدی نمی گویم, از آنجا که توانایی ضد باکتری و ضد قارچ این امواج قبلاً آزمایش شده است 1929. یک کمک معتبر برای کاهش, یا حتی از بین ببرید, بسیاری از درمانهای بهداشتی متأسفانه در تاکستان لازم است. من در این مرحله تعجب می کنم که انتظار دارید از آنها استفاده کنید?! پاسخ ساده است: فن آوری مناسب!

خوب, یک پروژه کاملا سبز ایتالیایی وجود دارد, و دقیق تر ترویسو: ICARO X4. رباتی که پرتوهای UV-C ایجاد شده برای آن را تابش می کند کاملاً شیمی را در کشاورزی لغو کنید با حداکثر ظرفیت پوشش 10 ها. یک مریخ نورد ترکیبی با آزمایشگاه محیطی خاص خود در منطقه ای که باید تحت درمان قرار گیرد ، قادر به تشخیص سرعت باد از طریق حسگرها است, درجه حرارت, رطوبت, نقطه شبنم, باران و سایر پارامترهای مفید.

طرحی که تقریباً در دست تولید است و توسط یک شرکت نوآور طراحی شده است – طبیعت سبز رایگان – توسط دو شریک تاسیس شده است, با تشکر از تجربه آنها, آنها مکانیک و الکترونیک را با هم ترکیب کرده اند. نتیجه این تعهد به واحدی رباتیک روح بخشیده است که نیازهای یکی را برآورده می کند شراب سازی به طور فزاینده پایدار. رویای بسیاری, به خصوص از کسانی که می خواهند برای محیط زیست خوب باشند.

تأثیر اشعه UV-C بر روی DNA باکتری ها, مدتی است که مخمر و ویروس شناخته شده است. تابش مستقیم امواج الکترومغناطیسی طولانی 260 نانومتر, صدمات جبران ناپذیر به DNA این میکروارگانیسم های بیماری زا, از تولید مثل آنها جلوگیری می کند. اما من تعجب می کنم که چگونه این واحد رباتیک با سایر اشکال زندگی بسیار مهم در اکوسیستم پیچیده باغ انگور رفتار می کند.

برای روشن کردن تردیدهایم ، چند سوال از والتر مازارولو پرسیدم, مدیر تحقیق و توسعه Free Green Nature.

  • صحبت از زراعت ارگانیک ، حفاظت از حشرات مفید برای احترام به اکوسیستم پیچیده موجود در تاکستان بسیار مهم است. من خوانده ام که واحد رباتیک شما طراحی کرده اید برای یک درمان همراه با یک جت هوا قدرتمند است که وظیفه دارد شاخ و برگها را حرکت دهد تا تمام قسمتهای انگور را اسپری کند و همزمان حشرات مفید را از بین ببرد. من سمت راست?

بله درست است, این یک نتیجه است, اگرچه در واقع این عملکرد برای جنبه های دیگری که بخشی از اسرار صنعتی و ثبت اختراع ما هستند نیز مفید است.

 

  • همانطور که قبلاً نوشته شده است ، ICARO X4 به اشعه UV-C تابش می کند, تابش الکترومغناطیسیبا خواص ضد باکتری و ضد قارچ. این را تکرار کرد, من تعجب می کنم اگر, و همچنین قارچ ها و باکتری ها را از بین می برد, همچنین می تواند بر سایر میکروارگانیسم های موجود در تاکستان اثر مخربی داشته باشد. من به ویژه به مخمرهای طبیعی اشاره می کنم, قارچهای تک سلولی موجود در تاک, حضور آنها برای آن شراب سازان مهم است, از طریق تخمیرهای خود به خودی, هدف آنها به دست آوردن شرابهای طبیعی با هویت بیشتر است.

درمان در واقع یک قاتل مخرب نیست, این به انرژی ای که می خوریم بستگی دارد “پاشیدن” همانطور که توسط رایانه مرکزی مدیریت می شود که برای یک نزول تدریجی امکان توسعه و اصلاح قبل از برداشت را فراهم می کند, با جداول با توجه به پارامترهای محیطی جمع آوری شده توسط یک ایستگاه تجزیه و تحلیل قرار داده شده در مزرعه. ناگفته نماند که ایتالیا خانه مخترعان است, اما شرکتهای سطح ما که میلیونها یورو سرمایه گذاری کرده اند 28 سالها تحقیق قطعاً چنین نیست “لیز خوردن” در این چیزهای بی اهمیت به راحتی حل می شود, برعکس ، جنبه های بسیار مهمتری وجود دارد که ما با حسادت از آنها محافظت می کنیم.

 

  • ICARO X4 در شب و در استقلال کامل برای ایمنی انسان عمل می کند. ماشینی که برای تولیدات کوچک و تاکستان قهرمانانه نیز طراحی شده است?

نه ، این ربات در شب برای سایر جنبه های اساسی موفقیت سیستم حفاظتی نیز عمل می کند, بستگی به این دارد که کدام بیماری باید ریشه کن شود یا بهتر خنثی شود. در صورت کپک پودری یا کپک زدن, محافظت از اپراتورها و بنابراین انسان, این سرویس توسط سیستم های الکترونیکی فعال و غیرفعال دارای گواهینامه SIC2 برای ناوبری خودمختار ارائه می شود.

سینتیا, شرکت ما در حال آماده سازی تولید خودکار و رباتیک با کیفیت در بالاترین سطح فناوری است. امید این است که نمونه ای برای نسلهای آینده باشد.

طبیعت سبز رایگان  www.freegreen-nature.it راه کار, 31ب – کال امبرتو (TV)

عکس اعتبار طبیعت سبز رایگان

                                                                                                          

Seguici

Vuoi avere tutti i post via mail?.

Aggiungi la tua mail: